چاردیواری شخصی یک طراح گرافیک و کارتونیست
"یا لطیف "

حدود 2-3 سال پیش یکی از دوستان قدیمی وبلاگی ما اصرار کرد که یک پروفایل فیس بوک بسازم و بیام اونجا فعالیت کنم. اون موقع هم مثل الان خیلی از اون محیط خوشم نمیومد و حوصله ی تجربه ی چنین فضایی رو نداشتم. خلاصه از این بنده خدا اصرار و از ما انکار . آخر سر یک روز زنگ زد به ما و گفت که یه پروفایل ساخته برامون در فیس بوک و رمزش اینه و...

و بدین ترتیب ما جزو خانواده ی فیس بوک شدیم!

ولی از همون زمان تا حالا یه سوالی ذهنم رو به خودش مشغول کرده.

اینکه در فضای فیس بوک چه سری نهفته ست که هرکی از راه میرسه میاد عکسهای خصوصی و خانوادگیش رو بدون هیچ محدودیت و چهارچوبی در معرض دید عموم میذاره؟! و اینکه عکس فلانی با دخترخاله ش چه ربطی به من داره که واسم به اشتراک میذاره ؟!!

حقیقتا هرچی بهش فکر میکنم به دلیل قانع کننده ای نمیرسم. جالبه که یه طوری جا افتاده که گویا فیس بوک منطقه آزاده و هرکی هرجور خواست اونجا حاضر میشه. بدون در نظر گرفتن محدودیت ها و حجاب ها و...

اینها رو درک نمیکنم .

شایدم چون خیلی واقف نیستم به این فضا و خودم رو زیاد درگیرش نکردم جماعت فیس بوکی رو نمیفهمم.

ولی فکر میکنم این قضیه بیشتر نشات گرفته از نوعی جَو زدگیه! یه جَو عبث و پوچ که خیلی ها بدون تفکر خودشون رو غرقش کردند. تا جایی که فلان پیرزن فامیل ما که شونصد سال سن داره و آفتاب لب بومه هم رفته یه پروفایل فیس بوک ساخته و هر روز یه عکس از خودش و نوه هاش به اشتراک میذاره! و تا جایی که فیس بوکی بودن شده عامل چشم و هم چشمی زنان خاله زنک فامیل که در مهمونی به هم پز بدند که ما هم عضو فیس بوکیم و...

خلاصه داستانی شده واسه خودش....

پ.ن :

- سوال :ما اگه نخوایم بدونیم در فیس بوک کی واسه کی چه پیغامی گذاشت و کی چیکار کرد باید کدوم مقام مسئول رو ببینیم؟! اینباکس ایمیلمون ترکید از این مزخرفات !

+ نوشته شده در  سه شنبه 5 دی1391ساعت 0:33  توسط آرزو آقابابائیان  |